معنی تعطیر
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) خوشبوی کردن. (دهار) (غیاث اللغات) (از اقرب الموارد) (از آنندراج). معطر ساختن و پراکنده نمودن بوهای خوش. (ناظم الاطباء). و رجوع به تعطر شود.
کلمات همقافیه با «تعطیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر