معنی تعطف
5 بازدید
[ تَ عَ طْ طُ ] (ع ص) مهربانی کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (دهار) (آنندراج) (غیاث اللغات). مهربانی نمودن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شفقت و مهربانی کردن بر کسی و راحت رسانیدن بر وی. (از اقرب الموارد): ابوالفتح بستی به انواع تلطف و تعطف در ازالت آن وحشت و ازاحت آن تهمت سعی می نمود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ اول تهران ص ۲۰۴). || ردا برافکندن. (از تاج المصادر بیهقی). ردا برافکندن بر خود. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). در جامه یا ردا درآمدن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تعطف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طف» برای سرودن شعر