معنی تعصیر
8 بازدید
[ تَ ] (ع مص) در عصر آمدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || به جوانی رسیدن و رسیده گردیدن دختر و در حیض درآمدن و نزدیک بیست سالگی رسیدن آن و بچه آوردن. یا حبس کرده شدن دختر وقت حیض. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). بالغ شدن جوانی زن یا بالغ شدن وی یا گذشتن بیست سالگی و یا زاییدن او. (از اقرب الموارد). || غلاف خوشه برآوردن کشت. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تعصیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر