معنی تعرب
7 بازدید
[ تَ عَ رْ رُ ] (ع مص) بیابانی شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). در بادیه جای گرفتن و بیابانی شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || خویشتن را به عرب مانند کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تخلق به اخلاق عرب و تشبیه به آنان کردن. || دوستی نمودن زن برای شوی خود. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تعرب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر