معنی تعدید
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) به استقصای چیزی شمردن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). شمردن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). شمار کردن. (غیاث اللغات) (آنندراج). || شمار کردن مناقب مرده. (از اقرب الموارد). || مالی که آن را عدد بسیار نباشد جمع کردن. (تاج المصادر بیهقی). || مال بسیار جمع کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ساز و سامان زمانه ساختن چیزی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || (اصطلاح بدیع) عبارت است از صنعت سیاقةالاعداد و آن ایراد اسماء مفرد به یک روش است. (از کشاف اصطلاحات الفنون). و رجوع به سیاقه شود.
کلمات همقافیه با «تعدید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر