معنی تعجیل دادن
6 بازدید
[ تَ دَ ] (مص مرکب) شتاب فرمودن. برانگیختن به شتاب و پیشی گرفتن : خجلت حلم تو داده است زمین را تسکین غیرت حکم تو داده است زمان را تعجیل. انوری (بهار عجم) (آنندراج). و رجوع به تعجیل و ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تعجیل دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر