معنی تعجابة
5 بازدید
[ تِ بَ ] (ع مص) رجل تعجابه؛ مرد به شگفت آورنده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): و از خدای تعالی متصور نباشد. چه بر حضرت او تعالی چیزی پوشیده نبود. و اینکه در حدیث آمده است: عجب ربک من قومٍ یساقون الی الجنة فی السلاسل، محمول بر مجاز است و معنی آن عظم ذلک عنده و کبر لدیه باشد. اعلم انه انما یتعجب الادمی من الشی ء اذا عظم موقعه عنده و خفی علیه سببه. و له صیغتان: ما افعله و افعل به: ما احسن زید و احسن بزید. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «تعجابة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر