معنی تعتعة
5 بازدید
[ تَ تَ عَ ] (ع مص) درماندن در سخن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || درشکوخیدن ستور در ریگ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || بی آرام و تفته کردن کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || درآمدن در سخن گوینده و او را به تعب افکندن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). - تعتعهٔ شهود؛ نزد فقها آن است که هنگامی که کسی شهادت میدهد قاضی کلماتی گوید که شاهد را از ادای شهادت بازدارد. (یادداشت ایضاً). در ادای شهادت دخالت کردن. تعتعه بدین طریق صورت می گیرد که در موقع ادای شهادت کلمات چندین گفته شود که سبب تردید شاهد یا انحراف او از تعقیب مقصود یا غیر آن گردد و این امر بر قاضی حرام است. || سخت جنبانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ تَ تَ عَ ] (ع اِ) واحد تعاتع. (ناظم الاطباء). رجوع به تَعاتِع شود.
کلمات همقافیه با «تعتعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر