معنی تعبیه ساختن
4 بازدید
[ تَ یَ / یِ تَ ] (مص مرکب) مرتب و منظم کردن و قرار دادن. (ناظم الاطباء): دیر است که بر چرخ همین تعبیه سازند هفت اختر سیاره در این شغل و در این کار. امیرمعزی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تعبیه ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر