معنی تعبیرگو
5 بازدید
[ تَ ] (نف مرکب) معبر. (آنندراج). معبر و آنکه تعبیر خواب بیان کند. گزارشگر و گزارش کن. (ناظم الاطباء). خوابگزار. و رجوع به تعبیر شود.
کلمات همقافیه با «تعبیرگو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گو» برای سرودن شعر