معنی تعبکاه
6 بازدید
[ تَ عَ ] (نف مرکب) کاهنده و کم کنندهٔ رنج و سختی. آنکه زحمت و محنت مشقت را میکاهد: هستند به بزم تو کمربسته قلم وار بیجاده لبان طرب افزای تعب کاه.سوزنی.
کلمات همقافیه با «تعبکاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر