معنی تعبفروش
5 بازدید
[ تَ عَ فُ ] (نف مرکب) «؟» فروشندهٔ تعب. آنکه تعب دهد. رنج و سختی محنت و زحمت دهنده : آنگه که روز خویش ببیند تعب فروش نه رحم یادش آید و نه لهو و نه طرب. ناصرخسرو (دیوان ص ۴۳۳). و رجوع به تعب شود.
کلمات همقافیه با «تعبفروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر