معنی تعایش
5 بازدید
[ تَ یُ ] (ع مص) با یکدیگر زیستن. (زوزنی). با همدیگر زیست کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بر دوستی و یگانگی با یکدیگر زندگی کردن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تعایش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر