معنی تعاوک
5 بازدید
[ تَ وُ ] (ع مص) با هم کارزار کردن و کشش نمودن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). اقتتال. کارزار کردن قوم. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تعاوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر