معنی تظاهر نمودن
5 بازدید
[ تَ هُ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) هم پشتی کردن. یاری نمودن. مددکاری نمودن : ابوعلی همچنان به شعار دعوت نوح تظاهر می نمود و در ولایات خویش خطبه و سکه بنام او می کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ اول تهران ص ۱۱۲). مشایخ بخارا بر عقب او بفرستاد و تضرعها بسیار نمود و او را با مقر ملک خویش خواند و به طاعت و متابعت او تظاهر نمود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۱۸۵). به طاعت او تظاهر نمود و از صدق موالات در انتظار وصول رایات او اعلام داد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۲۶۲). || در اصطلاح امروز ظاهرسازی کردن. نمودن چیزی را بی آنکه او را اصلی باشد. و رجوع به تظاهر شود.
کلمات همقافیه با «تظاهر نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر