معنی تطیین
5 بازدید
[ تَ طْ ] (ع مص) بگل کردن. (زوزنی). بگل اندودن بام و جز آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بگل اندودن. (آنندراج) (از اقرب الموارد): هر آن پادشاهی که بیت المال خود به مال رعایا که به جور و ظلم و غیرراستی از ایشان ستده باشد و گرفته پر کند و معمور سازد حال او همچو حال کسی باشد که گل از ستونهای سرای و بنیاد خانه بکند و بدان سقف و طرح آن را تطیین کند. (تاریخ قم ص ۱۴۸).
کلمات همقافیه با «تطیین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر