معنی تطاریف
6 بازدید
[ تَ ] (ع اِ) جِ تطریف. اطراف و جوانب انگشتان: اختضبت المرأة تطاریفها؛ ای اطراف اصابعها. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تطاریف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر