معنی تطارد
7 بازدید
[ تَ رُ ] (ع مص) بر یکدیگر حمله آوردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تطارد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر