معنی تضمین مزدوج
4 بازدید
[ تَ نِ مُ دَ وَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) این صنعت چنان بود که دبیر یا شاعر بعد از آن که حدود اسجاع و قوافی نگاه داشته باشد و شرایط آن بجای آورده، در اثنای ابیات دو لفظ مزدوج یا بیشتر بکار بندد. مثال از قرآن: و جئتک من سَبَاءٍ بنَبَاءٍ یقینٍ. (قرآن ۲۷/۲۲). از قول نبوی: المؤمنون هینون لینون. دیگر: المؤمن دعب لعب. از سخن بلغا: فلان زین بعلمه الجم و مجده الاشم زمانه وفاق بفضله الباهر و حسبه الزاهر اقرانه. در این دو قرین زمانه و اقرانه که به آخر هر یک افتاده اند سجعند و اعتماد قرینه ها بر آن است که آن لفظها متفق الاواخر که در اثنای هر قرینه ای افتاده است چون علمه الجم و مجده الاشم و فضلهُ الباهر و حسبهُ الظاهر مزدوجند و این مزدوج آوردن از جهت زیادت آرایش است و در حدود اسجاع اصلی بدان حاجت نیست. پارسی: فلان به سیرت گزیده و عادت پسندیده معروف است و به خدمتکاری دولت و طاعتداری حضرت موصوف. مثال در مرثیهٔ اسماعیل عباد گفته اند: مضی الصاحبُ الکافی و لم یبقَ بعدهُ کریم یروی الارض فیض عمامه فقدناه لماتم و اعتم بالعلی کذاک خسوفُ البدر عنه تمامه. غرض لفظ تم و اعتم است از این قطعه که مزدوجند. مثال دیگر مراست: تعود رسم الوهب و النهب فی العلی و هذان وقت اللطف و العنف دابه ففی اللطف ارزاق العفاة هباته و فی العنف اعمارَ العداة نهابهُ. غرض از این بیتها وهب و نهب و لطف و عنف است که مزدوجند. فرخی گوید: چو چین قرطه بهم برشکسته جعد گشن چو حقله های زره بر گره دو زلف دوتاه. دیگر شاعر گوید: هزاران چنبر از عنبر به روی روز بربندی. مثال دیگر: ز دینارگون بید و ابر سپید زمین گشته زرین و سیمین سما. غرض از این بیتها زره و گره و چنبر و عنبر و سپید و بید است که مزدوجند. در اثنای ابیات افتاده است. (از حدایق السحر چ اقبال صص ۲۷ -۲۸).
کلمات همقافیه با «تضمین مزدوج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر