معنی تضریع
7 بازدید
[ تَ ] (ع مص) نزدیک گشتن آفتاب به فروشدن. (تاج المصادر بیهقی). غروب کردن یا نزدیک به غروب رسیدن آفتاب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || خوب ناپختن شیره را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || وقت فرودآوردن از دیگدان رسیدن دیگ را. || قریب به پویه دویدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تضریع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر