معنی تضامن
7 بازدید
[ تَ مُ ] (ع مص) در اصطلاح فارسی امروزین، ضامن یکدیگر شدن. (یادداشت مرحوم دهخدا). تضامن در «شرکت تضامنی» و امثال آن از کلمات مجعول است. در کتب لغت بجای آن تضمین و تضمن را قید کرده اند. (نشریهٔ دانشکدهٔ ادبیات سال اول شمارهٔ ۲). || (اصطلاح حقوقی) نوعی از تعهد است که: ۱ -در صورت تعدد طلبکاران هر یک از آنان حق دریافت تمام طلب را از بدهکاران داشته باشند و این تضامن مثبت نامند. این نوع تضامن عملاً کم اتفاق می افتد. ۲ -در صورت تعدد بدهکاران هر یک از آنان مسؤول پرداخت تمام دین باشند و این را تضامن منفی نامند. (از فرهنگ حقوقی تألیف جعفری لنگرودی).
کلمات همقافیه با «تضامن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «من» برای سرودن شعر