معنی تضاعیف

معنی تضاعیف

7 بازدید
[ تَ ] (ع اِ) جِ تضعیف. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || تضاعیف الشی ء؛ ماضعف منه و لیس لهُ واحد و تضاعیف الکتاب؛ اضعافه. (یادداشت مرحوم دهخدا). تضاعیف چیزی؛ اثناء آن. مطاوی آن. (یادداشت ایضاً): در تضاعیف این مکاتیب از مجاری احوال خویش و کید حساد و اهمال حقوق ... بندی ایراد کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). چون مأمون طاهربن الحسین و علی بن عیسی را به محاربهٔ برادر خود محمد امین به بغداد فرستاد، در تضاعیف آن، محمد امین حماد راویه را که از ندمای او بود میگوید که امروز تماشا کنیم و بنشاط شراب مشغول شویم. (جهانگشای جوینی). در تضاعیف این حالات هنوز کیوک بازنرسیده بود. (جهانگشای جوینی).

کلمات هم‌قافیه با «تضاعیف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید