معنی تصیف
5 بازدید
[ تَ صَ یْ یُ ] (ع مص) تابستان جایی مقام کردن. (تاج المصادر بیهقی). بمعنی اصطیاف است. (منتهی الارب). تابستان به جایی اقامت نمودن. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ییلاق کردن. (یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به تصییف شود.
کلمات همقافیه با «تصیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر