معنی تصویب کردن
7 بازدید
[ تَ صْ کَ دَ ] (مص مرکب) روا کردن. صَحّ گذاشتن. صواب شمردن. پسندیدن. (یادداشت مرحوم دهخدا). رأی دادن اکثریتی از مراجع اداری یا قانونگذاری چون مجلس شورا یا در اجرا یا عدم اجرای امری.
کلمات همقافیه با «تصویب کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر