معنی تصلیب

معنی تصلیب

6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) بر دار کردن. (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی) (دهار) (آنندراج). بر دار کشیدن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || صلیب ساختن مسیحی با دست بر خود. (از اقرب الموارد). چلیپا ساختن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || صلیب گرفتن رهبان. (از اقرب الموارد). || به نگار چلیپا نگارین کردن جامه و جز آن را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || سخت محکم گردیدن. سخت و محکم گردانیدن لازم و متعدی است. || خشک شدن خرمای تر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || چربش گرفتن از گوشت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || (اِ) هیئت خمار که پوشش است مر زنان را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). ج، تصالیب. فی الحدیث: لم یکن فیه تصالیب الا بفضة و هی جمع تصلیب و هو تصویر الصلیب و المراد الصور. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «تصلیب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید