معنی تصلصل
4 بازدید
[ تَ صَ صُ ] (ع مص) بازگردانیدن آواز را در حلق. || خشک شدن گل و لای غدیر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بانگ کردن زیور. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). صدا کردن زیور. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تصلصل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صل» برای سرودن شعر