معنی تصفیه کردن
5 بازدید
[ تَ یَ کَ دَ ] (مص مرکب) صاف کردن و روشن و پاکیزه نمودن. (ناظم الاطباء). پالودن. || مأخوذ از تازی و در تداول امروز اصلاح سازمانها از نظر اعضای صالح و ناصالح.
کلمات همقافیه با «تصفیه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر