معنی تصرید
4 بازدید
[ تَ ] (ع مص) اندک کردن. (زوزنی). کم کردن عطا. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || کم از سیرابی آب دادن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || بریدن. (یادداشت مرحوم دهخدا). قطع کردن چیزی را: صرد شربه؛ اذا قطعه. (از اقرب الموارد). || پیدا شدن دانهٔ گندم و جو پیش از خوشه. (یادداشت مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تصرید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر