معنی تصدق کردن
4 بازدید
[ تَ صَ دْ دُ کَ دَ ] (مص مرکب) صدقه دادن و خیرات کردن. || عفو فرمودن و بخشیدن. (ناظم الاطباء). عفو کردن، چنانکه دیهٔ قاتل را اولیای مقتول. (یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به تصدق و ترکیبات آن شود.
کلمات همقافیه با «تصدق کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر