معنی تصدئة
5 بازدید
[ تَ دِ ءَ ] (ع مص) زنگ زدودن زن آیینه را تا بدان چشم را بسرمه کشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). زنگ زدودن آینه را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تصدئة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئة» برای سرودن شعر