معنی تصحیح دادن
5 بازدید
[ تَ دَ ] (مص مرکب) درست کردن. تصحیح کردن : نهاده بر رخ گل نقطه های شک شبنم بباغ رو کن و تصحیح این رساله بده. صائب (از آنندراج). بس که دارد خط تو اصلاح او را در نظر در میان خواب هم تصحیح قرآن میدهم. صائب (از آنندراج). و رجوع به تصحیح کردن شود.
کلمات همقافیه با «تصحیح دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر