معنی تصابب
6 بازدید
[ تَ بُ ] (ع مص) باقی آب خوردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || زیستن بقیهٔ عمر: لقوم تصاببت المعیشة بعدهم اعز علیَّ من عفاء تغیرا. ای فقدهم اشد علیَّ من الشیب.(از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تصابب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بب» برای سرودن شعر