معنی تشییع کردن
8 بازدید
[ تَ شْ کَ دَ ] (مص مرکب) مشایعت و بدرقه کردن جنازه یا مسافر را: و آن روز که خواست که به سند رود از برادر اندرخواست که مردمان را گویند تا مرا تشییع کنند. پس ... فرمان داد .... تا منادی کرد که باید با برادر امیر مشایعت کنند که او به ولایت سند همی رود. (تاریخ سیستان). و رجوع به مشایعت شود.
کلمات همقافیه با «تشییع کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر