معنی تشنیا
4 بازدید
[ تِ نَ / تِ ] (اِ) تشنگی : یکی از انبیا بیست سال به گرسنیا و تشنیا و برهنیا و بلا... بسیار مبتلا بود. (کیمیای سعادت). تا بیم آن بود که از گرسنیا و تشنیا بمیرد. (کیمیای سعادت). گفت از دنیا سه چیز دوست دارم: شبهای دراز و تشنیا در روزهای دراز و نشستن با قومی که سخن ایشان همه گزیده و حکمت بود. (کیمیای سعادت).
کلمات همقافیه با «تشنیا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر