معنی تشنه شدن
5 بازدید
[ تِ نَ / نِ شُ دَ ] (مص مرکب) عطشان شدن. خواهان نوشیدن شدن : چون تشنه شوم به رشتهٔ جان آبی ز جگر کشید خواهم.خاقانی. || سخت خواهان و آرزومند شدن. (یادداشت مرحوم دهخدا): مستمع چون تشنه و جوینده شد واعظ ار مرده بود گوینده شد.مولوی.
کلمات همقافیه با «تشنه شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر