معنی تشنهکام
5 بازدید
[ تِ نَ / نِ ] (ص مرکب) کسی که کام وی از تشنگی خشک شده باشد. (ناظم الاطباء). سخت تشنه. تشنه لب. || آرزومند. خواهان چیزی : ز فیض باده جوش گل بباد است چراغان تشنه کام یک چراغ است. محمد زمان راسخ (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تشنهکام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر