معنی تشنهدل
6 بازدید
[ تِ نَ / نِ دِ ] (ص مرکب) بمعنی تشنه جگر است که کنایه از اشتیاق باشد. (برهان). تشنه جگر. (مجموعهٔ مترادفات) (ناظم الاطباء): خاقانیا نه تشنه دلانند زیر خاک کاریز دیده بی نم خونین چه مانده ای. خاقانی. به شیران مده نوشداروی معنی ز تشنه دلان ناشتایی طلب کن.خاقانی. از تو نشاید که بدین سان روم تشنه دل از چشمهٔ حیوان روم. امیرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تشنهدل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر