معنی تشنف
7 بازدید
[ تَ شَ نْ نُ ] (ع مص) با برگوشی شدن. (تاج المصادر بیهقی). ورگوشی در گوش کردن. (زوزنی). با ورگوش شدن. (دهار). گوشواره نهادن خود را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تشنف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نف» برای سرودن شعر