معنی تشعشع
5 بازدید
[ تَ شَ شُ ] (ع مص) اندک ماندن از ماه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). سپری شدن روزهای ماه جز مقدار کمی از آن: تشعشع الشهر تقضی الا اقله. (از اقرب الموارد). || شعاع انداختن. پرتو افکندن. پرتوافکنی. درخشندگی. ج، تشعشعات. (فرهنگ فارسی معین). || (اصطلاح فیزیک) در فیزیک تشعشع بمجموعهٔ عناصری اطلاق میشود که همواره ایجاد موجی می کنند و با موج در فضا انتقال می یابند. توضیح: از آنجا که اساس تشعشع بر موج است، همواره دو تشعشع از یکدیگر -بر اثر فرکانسی که امواج آنها ایجاد می کنند - متمایز می گردند. اگر سرعت انتشار موج تشعشعی «V» و طول موج آن «l» و فرکانس آن F باشد این رابطه بین آنها برقرار است: l .F MMM V در این رابطه l طول موج است و V برحسب آن و F تغییر می کند. در تلفنهای بی سیم تشعشعات هرتزی ای بکار می رود که با طول موجهای متغیر از چند دسیمتر تا دوهزار متر اندازهٔ آن تغییر می کند و سرعت انتشار نور و تشعشعات الکترومغناطیسی با طول موج بلند سیصدهزار کیلومتر در ثانیه است و این سرعت برای اشعهٔ a صادر از پاره ای از اجسام رادیواکتیو در حدود بیست هزار کیلومتر در ثانیه می باشد و از آن اشعهٔ که معمولاً بیشتر است و اشعهٔ کاتودیک از ۲۲۰۰۰ کیلومتر تا ۵۰۰۰۰ کیلومتر در ثانیه تغییر می کند. همواره می توان با استفاده از منشوری بوسیلهٔ انکسار یا انحرافی در یک شبکهٔ طیفی از یک دسته شعاعی نورانی که نور آن مونوکروماتیک نباشد بوجود آورد و وضع آن دستهٔ شعاعی نو را مطالعه نمود و بهمین طریق ممکن است در سایر تشعشعات عمل کرد یعنی با استفاده از منشورهایی که جنس اجسام سازندهٔ آن بخاصیتی است که کمتر تشعشعات آن را بخود می گیرد و یا با به کار بردن شبکه هایی بسیار ظریف و متناسب با طول موج تشعشع طیف تشعشع بوجود آورد و در آن مطالعه کرد. این عمل که اساس اسپکتروسکوپی نور است بتازگی برای تبیین وضع ساختمانی کریستالهایی بکار میرود که از آن اشعه ای با طول موج بسیار کوتاه می گذرانند. میدانهای الکتریکی و مغناطیسی بر تشعشعات اثر می گذارند و موجب میشوند که بتوانیم از آن بوسیلهٔ ثبت عکاسی طیفهایی بدست آوریم از روی کیفیت یک تشعشع همواره می توان شدت آن را ملاحظه کرد و این شدت بطریق فوتومتری -مستقیم و یا غیرمستقیم -قابل اندازه گیری است.
کلمات همقافیه با «تشعشع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شع» برای سرودن شعر