معنی تشریح کردن
5 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) بازنمودن مطلبی. تفسیر کردن. شرح و بیان موضوعی غامض. || (اصطلاح پزشکی) کالبدشکافی. رجوع به تشریح شود.
کلمات همقافیه با «تشریح کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر