معنی تشت و خایه

معنی تشت و خایه

6 بازدید
[ تَ تُ یِ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) آن نوعی بازی است که خایهٔ مرغ را خالی کرده به شبنم پر کنند و راهش ببندند و در هوای گرم در تشت نهند و اگر گرم نباشد در زیر تشت آتش کنند و شبنم مستحیل بهوا شود، بالطبع میل به بالا کند و چندان رود که از چشم غایب شود و بجای شبنم سیماب کنند همین اثر دارد. (برهان) (از انجمن آرا) (از غیاث اللغات) (از فرهنگ رشیدی) (آنندراج). یک نوع بازی که تخم مرغ آگنده از پاره ای داروها را در میان تشتی در آفتاب گذارند تا بالا رود. (ناظم الاطباء): تشتی است این سپهر و زمین خایه ای در آن گر علم تشت و خایه ندانسته ای بدان. خاقانی (از انجمن آرا). || نام طلسمی هم بوده است. (برهان). نام طلسمی. (ناظم الاطباء). || کنایه از زمین و آسمان هم هست چه زمین در میان آسمان است. (برهان) (آنندراج). زمین و آسمان. (ناظم الاطباء). || علم نجوم را نیز علم تشت و خایه میگویند. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). و رجوع به طشت و خایه شود.

کلمات هم‌قافیه با «تشت و خایه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید