معنی تشتیت
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) پراگنده کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (دهار) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تفریق. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از المنجد): شتّته اللََّهُ؛ فرّقهُ. (متن اللغة): و التماس کردند که نظام الفت و اجتماع کلمت ایشان از تشتیت و تفریق صیانت فرمایند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). تا روزگار که مفرق احباب و ممزق اصحاب است در میان آمد و جمع ایشان به تفریق و تشتیت رسانید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ اول تهران ص ۳۰۸).
کلمات همقافیه با «تشتیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر