معنی تشتدار
6 بازدید
[ تَ ] (نف مرکب) آفتابه چی. (فرهنگ جهانگیری) (فرهنگ رشیدی). و او را آبدستان دار نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری). آفتابچی را گویند یعنی شخصی که طشت و آفتابه را نگاه دارد و پاکیزه سازد. (برهان) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). پیشخدمت و آفتابه چی. (انجمن آرا) (آنندراج). آن کسی که آبدست پیش و پس از خوان می آورده. (یادداشت مرحوم دهخدا): مصطفی استاده خوان سالار و رضوان تشت دار هدیه دندان مزد خاص و عام یکسان آمده. خاقانی. شاید که تشت دار سرایش شود خضر زیرا که تشتخانهٔ او چرخ اخضر است. شرف شفروه (از انجمن آرا). و رجوع به طشتدار شود.
کلمات همقافیه با «تشتدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر