معنی تشتخانه
6 بازدید
[ تَ نَ / نِ ] (اِ مرکب) جامهٔ خواب را گویند، از توشک و لحاف و نهالی و مانند آن. (برهان) (از فرهنگ جهانگیری) (ناظم الاطباء). در فرهنگ بمعنی لحاف و نهالی و غیره .... (فرهنگ رشیدی) (آنندراج). || توشک خانه را هم گفته اند. (برهان). خانه ای که رختخواب در آن نهند. (ناظم الاطباء). در فرهنگ جهانگیری ... بمعنی توشکخانه گفته و شعر اخسیکتی را شاهد آورده ... (از فرهنگ رشیدی) (از انجمن آرا) (از آنندراج). لیکن در این بیت معنی اول (آفتابچی خانه، خانه ای که آفتابه و لگن در آن گذارند) مناسبتر است و مبالغه اش بیشتر است. (فرهنگ رشیدی): آنجا که تشت خانهٔ مدحت کنند باز تن دردهد وطای ملایک به مفرشی. اخسیکتی (از فرهنگ جهانگیری). || خانه ای را نیز گویند که تشت و آفتابه در آن گذارند و آن را آفتابچی خانه نیز میگویند. (برهان). آفتابچی خانه. (فرهنگ رشیدی). آفتابچی خانه یعنی خانه ای که آفتابه لگن در آن گذارند. (ناظم الاطباء). خانه ای که آفتابه و لگن در آن گذارند. (انجمن آرا) (آنندراج): شاید که تشت دار سرایش شود خضر زیرا که تشت خانهٔ او چرخ اخضر است. شرف شفروه (از فرهنگ رشیدی). || گاهی از روی تعظیم بر ادبخانه هم اطلاق کنند که عربان مبرز گویند. (برهان) (ناظم الاطباء). و از روی ادب و کنایه آبخانه را نیز گویند. (فرهنگ رشیدی) (انجمن آرا) (آنندراج). متوضی ََ. (انجمن آرا) (آنندراج). مبال : در جمع هرزه گویان ار گفت بد چه عیب شرمندگی ندارد در تشتخانه تیز. امیرخسرو (از فرهنگ رشیدی). و رجوع به طشتخانه شود.
کلمات همقافیه با «تشتخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر