معنی تشبیع
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) سیر شدن. (دهار) نزدیک سیری رسیدن گوسپندان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد): شبعت غنمه تشبیعاً اذا قاربت الشبع و لم تشبع. (منتهی الارب). || (اصطلاح علم بدیع) نزد بلغا از محسنات لفظیه است و آن چنان است که لفظ قافیه را ابتداء بیت دوم کنند و اگر در هر مصراع همچنین کنند خوبتر و لطیفتر آید مثاله: ز من دل ببردی و خستی جگر جگر عاشقان را بدین سان نگر نگر کز غمت شد پریشان دلم دلم به چنین زد چو دیدم خطر. .... و این اعم است از معاد.. (کشاف اصطلاحات الفنون). و به اصطلاح تشبیع چنان است که لفظ قافیه را ابتدای بیت دوم آرند و همچنین اگر در جمیع ابیات آرند بهتر بود.. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «تشبیع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر