معنی تشبک
6 بازدید
[ تَ شَ بْ بُ ] (ع مص) بیکدیگر درآمدن چیزی و درآویختن از چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). در همدیگر کردن انگشتان و چیزهای طولانی در یکدیگر درآوردن. (غیاث اللغات). مطاوعة شبک؛ درآویخته شدن و درآمدن بعض چیزی در بعض دیگر. (از اقرب الموارد). اشتباک و اختلاط؛ داخل شدن بعض چیزی در بعض دیگر. (از المنجد). || درهم شدن کارها. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). اختلاط و تداخل و التباس امور. (از اقرب الموارد). التباس سخن و کارها. (از المنجد). اختلاط. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «تشبک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بک» برای سرودن شعر