معنی تشأشؤ
5 بازدید
[ تَ شَ ءْ شُ ءْ ] (ع مص) متفرق و پریشان شدن قوم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تفرق قوم. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || مضطرب و پریشان شدن کار قوم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). پست شدن کار قوم. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). پست شدن کار، تشأشأ امرهم اتضع. (از متن اللغة). || قبول نکردن نخله لقاح را و نبودن خسته در غوزهٔ آن. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «تشأشؤ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شؤ» برای سرودن شعر