معنی تسیییء
5 بازدید
[ تَ سْ ] (ع مص) دوشیدن شیر گردآمده را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || فروگذاشتن شتر ماده، شیر را از پستان بدون دوشیدن: سیأت و تسیأت الناقة، ارسلت اللبن من غیر حلب. (از المنجد). و رجوع به تسیؤ شود. || برآوردن اسب نره را، بدون استواری انعاظ آن: سیأ الفرس ادلی و لم یستحکم انعاظه. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «تسیییء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر