معنی تسییج
5 بازدید
[ تَ سْ ] (ع مص) احاطه کردن باغ را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سیاج ساختن دیوار را. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). احاطه کردن مو را. (از المنجد). و رجوع به تَسَیُّج و سیاج شود.
کلمات همقافیه با «تسییج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یج» برای سرودن شعر