معنی تسگ
6 بازدید
[ تِ ] (اِ) پولی از همه خردتر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || کوچکترین قسمتی از چیزی: باجی تسگی بده، یا باجی تسگم ده؛ تعبیری مثلی است و از آن نکوهش کسی است که آزوقهٔ خانه ای را یکجا نخرد و به تفاریق و اجزاء خریداری کند. (یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «تسگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سگ» برای سرودن شعر